استیکر نام ها

عکس نوشته ، عکس پروفایل ، طراحی اسم

عکس نوشته خدا منو بکش

عکس نوشته غمگین خدا منو بکش

 

 

خدا جون صدامو میشنوی من و بکش راحتم کن ؟؟؟!!چرا جواب نمیدی خداااااا؟؟ من و بکش ببببببکککشش

 

الان که دارم این پستو میزارم اذان صبح گفته شده میخام دعامو بگم به خدا ...خدایا ترو به جون عزیزت قسمت میدم جونمو بگیر راحتم کن ....الان دارم گریه میکنم خدایا خسته شدم ازبس که تو دلم غم دارم غمی که شاید از تنهایی هام باشه خدایا تروقران نجاتم بده از این ناراحتی ها یا منو بکش زودتر ....حالم بده خیلی کاش یکیو داشتم کنارم بود و باهاش حرف میزدم ...این توقع زیادی که دارم من ....

 

  • نمی دونم نوشته مال کی هست و لی واقعا بعضی وقتها خدا شرایطو واسه ادم یه جوری می کنه که ارزوی مرگ می کنه
    تحمل این شرایط فقط با رفتن واقعی و تمام وجود به داستان کربلا ممکن میشه
  • ولی باز هم خیلی سخته.
    صبر و تحمل و استقامت می خواد
    در اصل معنی درست صراط المستقیم اینه نه راه راست
  • همه آرزوی مرگ دارند تو این مواقع وقتش برسه جرعتشو ندارند مهم جرعت که بعضیا ندارند پس بهتره با تنهایی مچ انداخت جلوش کم نیار .زندگی همینه ادامه داره اگه دست تو بود که دنیات این نبود دنیات اونی بود که خودت دوست داشتی بساز و بسوز 
    پاسخ:
    بله درسته
  • کل کس ترین بیکس منم...
    با مرگ چیزی درست نمیشه....کست کسی که بکته گری رفیق نه بخنیت وقتی تنگت بو چو پشت بو چو برا هر بلاونیت.هر روژگار خوشه قصلیت کول سنده تا گرفتار بوین کس اه خواسلتیژ محل ترن نمنن اه دنیا داران ای دوستان دنیا هر هانه نیه تا جای مزانم دره رو یه پاشنوا هر نچرخیه اگر مه پیس بوم خدای درم متونه قضاوت بکه کم پشت سر مه بوشن کم بوشن کی چه کردی کی مرد چه بکی.....  
  • سلام.مهم نیست اگه زندگی سخته،مهم نیست اگه تنهاهستی،مهم نیست اگه هیچکس نیست که درکت کنه

    مهم اینه  که خدا رو داری،قرآن بخون آرومت میکنه،توکل کن به خدا،

    خدا گر ز حکمت ببندد دری،ز رحمت گشاید در دیگری،انشاالله هیچ غمی نداشته باشی

  • واقعا کنکورتو این سال هآ اینطوری کرده شرایطمون رو
  • من یه روز خودکشی کردم یه جای تنهای تنها رفتم فقط خودم بودم زیر یک پل تو شهرمون قصد من این بود مرگ مرگ مرگ اما بعلت اینکه بنزین کمی داشتم چون پول نداشتم بنزین بیشتر بخرم و بنزینم کم بود، وقتی بنزین رو سرم ریختم آتش فقط سرم و صورتم و گوشهام همه ذوب شدن و قسمتی از سینه و کمرم رو سوزوند و به بقیه بدنم نرسید یکی از همسایه هامون منو دید گفت بیا سوار شو چته چرا بدنت سوخته؟ من هم چون تموم بنزین رو ریخته بودم رو بدنم سرم و صورتم و جزئی از سینه و کمرم سوختند کباب شدم اما نمردم من میخواستم بمیرم اما متأسفانه زنده موندم.هم مرگ برام زجر آور بود هم زندگی.نتیجه اینکه پسر همسایمون سوارم کرد رو موتور منو به خونمون رسوند به خانواده ام گفت: پسرتون رو دیدم خودشو سوزونده ببریدش به بیمارستان...بعد از کلی زجر و درد و آزار جسمی و روحی در بیمارستان بعد از یک ماه مرخص شدم و الآن که این نوشته رو مینویسم تقریبا پنج سال قبل این حادثه خودکشی بوده و الآن خیلی احساس حسرت و پوچی زندگی و تنفر از زنده موندن دارم...حیف که زنده موندم حیف حیف زندگی معنایی ندارد برای من حیف که زنده موندم.زندگی بادرد.اصلا لذتی ندارد.هدفی ندارد.زندگیم هدف و نتیجه ای ندارد.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی