جمله عکسهای سفارشی بی نظیر و عکس نوشته های غمگین با موضوع شب بیداری واسه پروفایل، عکسای جدید تلخ و جملات تصویری فوق العاده عالی با عنوان شبا بیدارم برای پروفایل، طراحی و دانلود عکس و متنهای فاز سنگین بی نظیر، تکست های فاز غم عاشقانه و استاتوس های احساسی خیلی خاص در مورد شب بیداری، مطابق درخواست های شما عزیزان طراحی شده در همین سایت.



شب شده است

همه‌مان به یاد اشتباه‌ترین آدم زندگیمان بیداریم...

(غزل گیلانی)


عکس پروفایل شب بیدار ماندن


بعدِ نبودنت

خیالِ داشتنت

بیداری شب‌ها را برایم قابل تحمل‌تر کرده...

(مژگان بوربور)


عکس متن دار شب بیداری


هرکی خوابه خوش به حالش

ما به بیداری دچاریم...


*******************


درد داریم که این موقع شب بیداریم

ورنه هر آدم سالم سرِ شب می‌خوابد...!


عکس درباره شب بیدار ماندن


امشـب دلم... امشـب دلم فقط یک سـوره میخواهد یک سـوره که مثل امَـن یُجیب شفا دهـد ‌تمام دلتنگی هایم را و تمام شب بیداری هایم را...


*******************


خسته نیستم فقط دیگر کمی حوصله ام سر رفته است از این همه شب بیداری های تکراری ! از این همه منتظر ماندن و نیامدن! نه من خسته نیستم! فقط دیگر با کسی حرفم نمی آید هضم یک آدم جدید برایم سخت شده! میدانی؟! آدم وقتی تمامش را از دست میدهد دیگر خود به خود به موجودی تبدیل میشود که نه حوصله ی توضیح دارد و نه اشتیاقی برای آدم های جدید! سعی میکند و ترجیح میدهد که خودش با خودش بیشتر رفیق باشد!


تصاویر شب بیداری


یک نفـــر آمد و سهـمِ دلِ تنهــایم شد

آمــد و علّتِ بیـــداریِ شب هایم شد

دل به او بستم و چشم از همه کس پوشیدم

سببِ دلخوشیِ امشب و فـــردایم شد

بس صــدا کرده ام او را عسلم انگـاری

اسـم او باعثِ شیرینیِ لب هایم شــد

شاعــرم کرد غمِ چشمِ سیاهش آخـــر

بهتــرین سوژه ی اشعارِ غم افزایم شد

غـزل اندر غـزل از اسمِ قشنگـش گفتم

زد و گل واژه ترین واژه ی غم هایم شــد

بعدِ هر شعر و غزل گریه عجب میچسبد

گریه اصلاً نمکِ شعــر و غـزل هایم شد.


*******************


ذرّات جان من در زنجیر شب گرفتار قصه ی ناتمام بیداری ست...


عکس درباره شب بیداری


پیام می دهد او نیمه شب که بیداری؟

و باز بغض من و این سوال تکراری

دوباره هستم و باید نفهمد این را که

چقدر خسته ام از این سکوت اجباری

پیام می دهد ایندفعه زود خوابیدی

کلک بیا نکند میل دیگری...؟ آری...

و درد می کشم این دفعه با سکوت خودم

نه صحبتی نه قراری نه وقت دیداری

نه تاب اینکه بگویم که دوستش دارم

نه میل اینکه بپرسم که دوستم داری؟

شنیده ام که کسی را...

شنیده ام که کسی...

غرور لعنتی ام غرق آبروداری!

دوباره می رود او  بی خبرتر از شب قبل

و باز بغض من و ... حسرت و ... خودآزاری!


*******************


صدای باد را می شنوم که در پهنه ی مشکین آسمان شهر می دود، باد میدود و شاخه های درختان نیز با او همبازی شده اند،صدای خنده هایشان، طنینیست در شب تاریک و روشن شهرم! صدای لالایی ماه سپید هم می آید،ولی چشمان شبرنگم هنوز تمنای بیداری دارند، باید از باد بپرسم خوابن را ندیده است؟شاید از صندوقچه ی مخملین شب جسته و گوشه ای به تماشای رز سپیدی نشسته است که میان چمن های معطر ترانه می خواند...!


تصویرنوشته شب بیداری


بعضی نوشته ها را نباید لایک کرد. اشک و اندوه دیگران کجایش لایک دارد؟ مسخره است که دردها را لایک میکنیم. کاش اینستاگرام و فیسبوک و چه و چه گزینه ی دیگری به‌جز لایک داشتند... مثلا گزینه ی دردت به جانم، گزینه ی آخ که بمیرم برای اشکهایت، نباشم که اندوه قلبت را بلرزاند، بمیرم و نبینم درد شب بیداری هایت را.


*******************


دستم را به سراسر شب کشیدم؛

زمزمهٔ نیایش در بیداری انگشتانم ترواید؛

خوشهٔ فضا را فشردم قطره های ستاره در تاریکی درونم درخشید؛

و سرانجام در آهنگ مه آلود نیایش تو را گم کردم...

(سهراب سپهری)


تصاویر شب بیدار ماندن


میان خواب و بیداری شبی دیدم خیال او از آن شب واله و حیران نه در خوابم نه بیداری...

(اوحدی مراغه‌ای)


*******************


باران که می بارد تو در راهی

از دشت شب تا باغِ بیداری از عطر عشق و آشتی لبریز

با ابر و آب و آسمان جاری تا عطرِ آهنگ تو می رقصد

تا شعر باران تو می گیرد...


*******************


باز هم نصف شب و تاب و تبی تکراری دلبرم!

همنفسم باز تو هم بیداری؟

گل شب بوی غزل ریز!

مزاحم نشوم! وقت داری کمی از روی غمم برداری؟؟

میشود دست به بغضم بکشی؟ بی زحمت!

میشود گوش به آهنگِ دلم بسْپاری؟

یک نفر آدمم و چند نفر غمگینم

خسته ام،خسته از این زندگیِ اجباری!

شده مخروبه، بنایِ دلِ کج بنیادم!

شاعری را چه به وصله زدن و معماری!

خسته ام،منتظرِ معجزه ی تازه گیَم تو بیایی به دلم

دینِ نُویی می آری!؟ کاش! پایانِ غمِ من به خودت ختم شود کاش!

شیرین شود این درد و غمِ تکراری


عکس نوشته شب بیداری


تاریکی ، پیچک وار، به چپر ها پیچید، به حناها، افراها. و هنوز، ما در کشت، در کف داس. ما ماندیم، تا در رشته شب از گرد چپر ها وا شد، فردا شد. روز آمد و رفت. تاریکی، پیچک وار، به چپر ها پیچید، به حناها، افراها. و هنوز، یک خوشه کشت، در خور چیدن نه، یاد رسیدن نه. و هزاران روز، و هزاران بار تاریکی، پیچک وار، به چپر ها پیچید، به حناها، افراها. پایان شبی، ما در خواب، یک خوشه رسید، مرغی چید. آواز پرش بیداری ما: ساقه لرزان پیام.


*******************


یک شب با هم خواب را معنا می بخشیم، زنی برای ی شیر افشان شدن پستان هایش کنار مردی خوابید با لذت! تا مرد بر خواب چیره شود با عصا ی بیداری!... در گورستان زنی سال خورده هر شب، بر مزار فرزند اش پستان بدست می گیرد زجه می زند نفرین می کند جغد را گاهی لالایی می خواند گیس می گیرد چنگ به صورت می اندازد ناسزا می خواند ابلیس را! گویی هر شب خواب را می گیرد از تن! عزیزم!!!


*******************


بیدل و خسته درین شهرم و دلداری نیست

غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست

رو مداوای خود ای دل بکن از جای دگر

کاندرین شهر طبیب دل غمخواری نیست

یارب این شهر چه شهریست که صد یوسف دل

به کلافی بفروشیم و خریداری نیست

شب به بالین من خسته به غیر از غم دوست

ز آشنایان کهن، یار و پرستاری نیست

به جز از بخت تو و دیده ی من، در غم تو

شب در این شهر به بالین سر بیداری نیست

گر هما را ندهد ره به در صومعه شیخ

در خرابات مگر سایه ی دیواری نیست؟...


عکس پروفایل شب بیداری


چه شب ها بی ثمر، تا صبح بیداری... و او هرگز نمی داند، چه احوال بدی داری...


برای دیدن عکسهای دیگر مربوط با این موضوع از لینک های پایین استفاده کنید.

استیکر