بهترین جمله عکسهای دیده نشده، عکسهای تکست دار ناراحت، مطالب بسیار زیبا و با تیکه های غمدار با موضوع پژمرده اَم واسه متن پروفایل، مجموعه استاتوس های جدید غمگین و تصویرهای نوشته دار ناب با عنوان پژمرده شدم، تصاویر دیده نشده همراه با تکست های عاشقانه ی طعنه دار، جملات تصویری کم نظیر و متن های فاز غم، انواع عکسای خاص در کنار جمله های جالب راجع به آدم های پژمرده برای پروفایل، ساخته شده برای درخواست های شما عزیزان.


سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم  چو گلدان خالی، لب پنجره  پر از خاطرات ترک خورده‌ایم

"قیصر امین پور"

*****************

خانه گرم است عزیزم! دل تو سرد شده بی وفا تر شده اما تو بخوان مرد شده حق که با توست ولی این گل پژمرده قدیم سبز بوده ست و به دستان شما زرد شده گرچه افتاده ام از چشم تو اما عشقم! من همانم که تورا خواسته و طرد شده این غزل ها که پر از عشق تو می شد قبلا همه اش حسرت و تردید شده، درد شده هرچه انکار کنی سود ندارد دلِ تو... خسته از عاشقیش بی برو برگرد شده

*****************

یک نگاهی به شمعدانی کنار پنجره ات بینداز ببین چگونه زمانی که برگی زرد و پژمرده از ساقه جدا می شود، باز جوانه ی امیدی دیگر سر می زند! و باز غنچه ای و باز شکوفاییِ گلی... و باز امید و باز امید و باز امید...

*****************

ناز پروده ی عشق تو شدم ، جان منی درد خود با که بگویم که، تو درمان منی دین و دنیا و همه هستی من ,رفته به باد هیچ سرمایه مـرا نیست ، تو ایمان منی یاد تو، روشنی ذهن پریشان من است در شب تیره ی هـجران ، مه تـابـان منی کور دل بودم و با عشق تو بینا شده ام روشنـی بـاد ترا، ای که تو چشمان منی زنده کردم دل پژمرده به عشقت، ای دوست امشبی را در این خانهِ دل، تو مهمان منی

*****************

دلم تنگ است این شب ها ، یقین دارم که میدانی صدای غربت من را از احساسم تو میخوانی شدم از درد و تنهایی گل پژمرده و غمگین ببار ای ابر پایئزی که دردم را تو می دانی میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم چرا ای مرگ عشقم چنین آهسته می رانی

*****************

هرچه شکُفتم تو ندیدی مرا… رفتی و افسوس نچیدی مرا… ماندم و پژمُرده شدم ، ریختم… تا که به دامان تو آویختم… دامَن خود را مَتِکان ای عزیز… این منم ای دوست به خاکم مَریز،،، این منم ای دوست به خاکم مریز…

*****************

چه زود از یادها می روی به سادگی بادهای ناگهانی، به پلکی بر چشم زدن، به گل چیده بر دست که ساعتی نگذشته که همچون قلب تنها پژمرده می شود ، به راحتی چند جمله که با قلم نگاشته اما پس از خواندن چندی نمیگدرد به فراموشی سپرده می شود ، فراموش شدن وانزوا به همین راحتیست که گاهی در دو کلام خلاصه می شود درود وبدرود.


*****************

غنچه ای را که به پژمرده شدن محکوم است تا شکوفا نشده، بشکن و پرپر گردان...

"فاضل نظری"

*****************

روزگاری است در این گوشه ی پژمرده هوا... هر نشاطی مرده است...

(سهراب سپهری)

*****************

روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده‌ام

چون نگاه آشنا از چشم یار افتاده‌ام

دست رغبت کس نمی‌سازد به سوی من دراز

چون گل پژمرده بر روی مزار افتاده‌ام

اختیارم نیست چون گرداب در سرگشتگی

نبض موجم، در تپیدن بیقرار افتاده‌ام

عقده‌ای هرگز نکردم باز از کار کسی

در چمن بیکار چون دست چنار افتاده‌ام

همچو گوهر گر دلم از سنگ گردد، دور نیست

دور از مژگان ابر نوبهار افتاده‌ام

"صائب تبریزی"