عکسهای سفارشی دیده نشده شعرهای احساسی و جمله های تصویری با تیکه های غمگین با عنوان مرا از دور تماشا کن واسه متن پروفایل شما، انواع تصاویر در کنار متنها و تکست های غمدار با موضوع مرا از دور تماشا کن مخصوص پروفایل، تصویرنوشته های بی نظیر و استاتوس های دپ، عکس با تکست های ناراحت درخواستی، عکسای بسیار شیک فاز سنگین با طراحی ویژه درباره مرا از دور تماشا کن آماده شده طبق سلیقه های شما عزیزان.


فقط از چشم خودت چشم مرا دور نکن

حرمت چشم تو چیزیست که دریا دارد

اشک من دیدی و شاید به خودت می گویی

دیدن گریه یک مرد تماشا دارد...

*****************

گفتم که با فـراق مدارا کنـم، نـشد یک روز را بدون تـو فردا کنـم، نـشد در شعر شاعران همه گشتم که مصرعى در شأن چشم هاى تـو پیدا کنـم، نـشد گفتند عاشقِ کـه شدى؟ گریه‌ام گرفت می‌خواستم بخنـدم و حاشـا کنـم، نـشد بیزارم از رقیـب که تا آمدم تـو را از دور چند لحظه تماشا کنـم، نـشد شاعـر شـدم که با قلم ساحرانه‌ام در قاب شعـر، عشق تـو را جا کنـم، نـشد

*****************

می رفتیم، و درختان چه بلند ، و تماشا چه سیاه ! راهی بود از ما تا گل هیچ . مرگی در دامنه ها ، ابری سر کوه ، مرغان لب زیست. می خواندیم : بی تو دری بودم به برون، و نگاهی به کران، و صدایی به کویر. می رفتیم، خاک از ما می ترسید، و زمان بر سر ما می بارید. خندیدیم: ورطه پرید از خواب ، و نهان ها آوایی افشاندند. ما خاموش ، و بیابان نگران، و افق یک رشته نگاه. بنشستیم، تو چشمت پر دور، من دستم پر تنهایی، و زمین ها پر خواب. خوابیدیم. می گویند: دستی در خوابی گل می چید.

*****************

کاج های زیادی بلند. زاغ های زیادی سیاه. آسمان به اندازه آبی. سنگچین ها ، تماشا، تجرد. کوچه باغ فرا رفته تا هیچ. ناودان مزین به گنجشک. آفتاب صریح. خاک خوشنود. چشم تا کار می کرد هوش پاییز بود. ای عجیب قشنگ ! با نگاهی پر از لفظ مرطوب مثل خوابی پر از لکنت سبز یک باغ، چشم هایی شبیه حیای مشبک ، پلک های مردد مثل انگشت های پریشان خواب مسافر ! زیر بیداری بید های لب رود انس مثل یک مشت خاکستر محرمانه روی گرمای ادراک پاشیده می شد. فکر آهسته بود. آرزو دور بود مثل مرغی که روی درخت حکایت بخواند.

*****************

زندگی می‌کشد آخر به کجا کارت را باید از دور تماشا بکنی یارت را روز دیدار، خودت را به ندیدن بزنی شب ولی دوره کنی لحظهٔ دیدارت را عاشقش باشی و تا عشق، خریدارت شد دور سازی خودت از خویش خریدارت را دوستش داشته باشی و نبیند هرگز «دوستت دارم» در سینه گرفتارت را بهترین پاسخ این درد، سکوت است، سکوت نکند باز کنی مخزن‌الاسرارت را رفتنی می‌رود و باز تو خواهی پرسید از «نسیم سحر آرامگه یار...» ت را

*****************

آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد کاش می آمد و از دور تماشا میکرد

*****************

اینکه  از دور تماشا کنمت سنگین است

در دلم باشی و حاشا کنمت سنگین است

بعد هر بغض که شاعر بشوی می فهمی

هر کجای غزلم جا  کنمت سنگین است

تلخ باشی و دم از واژه ی شیرین بزنی

پشت هر قافیه پیدا کنمت سنگین است

هی نخوابی و دلم شور دلت را بزند

او برانگیزد و پروا  کنمت سنگین است

نکند فاش شود پیش کسی غربت ما

ترس از این قصه که رسوا کنمت سنگین است

نقش چشمان تو در قتل دلم مشهود است

شب به شب از سر دل وا کنمت سنگین است.

*****************

تورو آغوش میگیرم... هوا تاریکتر میشه... خدا از دستهای تو... به من نزدیکتر میشه... زمین دورِ تو میگرده،،، زمان دستِ تو اُفتاده... تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده... تمامِ خونه پُر میشه از این تصویرِ رویایی... تماشا کن... تماشا کن چه بیرحمانه زیبایی؟...