تکست های شاعرانه جالب، جمله عکسهای هنری خیلی خاص راجب گیتار زدن واسه متن پروفایل، یادداشت ها و جملات تصویری احساسی، عکس و متنهای عاشقانه فوق العاده زیبا با عنوان گیتار، دانلود تصویرهای جمله دار بسیار زیبا و بی نظیر و مطلب های خواندنی با عنوان گیتار برای پروفایل، تهیه شده مطابق خواسته های شما عزیزان در سال 1397.

ای دوست از گیتار شکسته طلب ساز مکن

*******************

عشق من عشق تو واسم نفسه
صفحهٔ چوبی گیتار قفسه

*******************

عشقِ من سر به دلِ یار زدن ممنوع است بوسه بر گونه ی دلدار زدن ممنوع است قصد دارم بزنم شاهرگ دستِ خودم حیف در شهرِ شما دار زدن ممنوع است ! حق نداریم که تنهایی مان پر بکنیم قُلِ قِلیان ، پکِ سیگار زدن ممنوع است مُردَم از بس که سکوتیدم ! و حرفی نزدم آه در شهرِ شما جار زدن ممنوع است گریه در شهرِ شما اوجِ مسلمانی بود شعر خُنیاگر و گیتار زدن ممنوع است وقتی از شیوه ی دینداریِ خود نان بخوری شیخ فرمود دم از کار زدن ممنوع است! باز هم نشئگی ام بار بزن نشئه شوم بنگِ این شعر اگر بار زدن ممنوعِ است

*******************

گیتار شنبه را برمی دارم، می نوازم باسرانگشتان قلبم، نت زیبای دوست داشتن را، با شعر دلنشین شروعی دوباره، خواهم خواند... موسیقی بی تکرار عشق را...

*******************

سلام ای یار دور از ما نشسته؛ سلام ای بدتر از ما دل شکسته! سلام ای آشنا همچون غریبان؛ سلام ای عشق من، ای بهتر از جان! سلام سالار گلهای بهاری؛ سلام ای برتر از صوت قناری! سلام خورشید من در روز سردم؛ سلام ای مرهم و داروی دردم! سلام ای با وفا ای با مروت؛ سلام ای ساز و گیتار محبت! سلام کردم نگی در یاد ما نیست؛ سلام کردم نگی اهل وفا نیست!

*******************

بزن گیتار که غم دارم... تب دستاشو کم دارم... بخون این قصه ی تلخی... که واسه هر شبم دارم... بزن گیتار به یاد اون... که دنیامو پر از غم کرد به یادوان که خود خواهیش منو با غصه هم دم کرد...

*******************

من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار/ یک عاشق و دیوانه و بیمار به دیوار/ تو آن طرفِ فاصله ی آجری و من/ یک قابِ که چسبیده ام انگار به دیوار/ انگار که یک ضربه زدی وقت قرارست/ من ضـربه و تو ضربه و دیدار به دیوار/ هربار سرم شانه و آغوش تورا خواست/ من تکیه زدم جای تو هربار به دیوار/ انگشت تو رقاصه ی این محشر کبری/ من گوش به دیوار و تو گیتار به دیوار/ ای کاش میان من و تو واسطه ای بود/ عاشق شدم و کردمش اقرار به دیوار/ هرچند که تو رفتی و دیوار ترک خورد/ من گوشه ی دیوار و وفادار

*******************

من و شــــب، سه تایی بیــــدار... اونی ک جا گذاشـتم صــــدای گــــیتار...

*******************

مرد پیر شده بود... و دیگر نمیتوانست گیتار بزند... و سکوتی ابدی بر خانه اش حکم میراند باید کاری میکرد... پس از ساعتی فکر... گیتارش را برد توی حیاط گذاشت... و دور و بر آن خرده نان ریخت  پس از چند روز درست وقتی که... داشت جان میداد... سکوت خانه اش شکسته شد...  و او با خوشحالی... چشمهایش را بست... پرنده ای آمده در گیتارش لانه کرده بود...

*******************

چه شبى ست امشب!! من و گیتار.. و تنهایى ، که همین نزدیکى هاست. انگار سیم هاى سازم را ، با سوز دل ، کوک کرده ام... که هر چه مى نوازم.... جز غم نیست !! حس مى کنم گیتار هم ، دل دارد دیگر الفباى خودش را فراموش کرده این شب ها ، فقط با الفباى دل من آشناست

*******************

بارون، بوی نم دار، شب بیدار، ساز سیگار، دود گیتار! این منم دوباره این بار! سیگار پشت سیگار... چهره ات روی دیوار، چشمای مات و نم دار، بغض در گلو گرفتار! دست به قلم بیدار، یاد روز دیدار، اسیر و بیمار، تو و شراب و گیتار... دل زیر آوار، خسته و بیزار، آه بسیار، دنیا تیره و تار...! سیگار پشت سیگار...