معرفی و دانلود انواع عکس های آموزنده مختلف دیده نشده، عکس با متن و مطالب آموزشی و جدید با عنوان آدمی که اعتیاد دارد واسه متن پروفایل، تصاویر همراه تکست با نکته های علمی فراوان، استاتوس های خیلی خیلی خاص راجع به شخص معتاد برای پروفایل، طراحی و آماده سازی تصویرهای ویژه، دانلود عکسهای متن دار به روز، بسیار زیبا و بکر با موضوع آدمی که معتاده... مخصوص پروفایل تلگرام و پست های گوناگون علمی در اینستاگرام، تهیه شده طبق سلیقه ها خواسته های شما عزیزان دل فقط در این سایت در سال 1396. با ما همراه باشید...


اعتیاد یک بیماری قابل درمان است

مصرف کنندگان مواد را طرد نکنیم.


***************************


اعتیاد زورش یه ذره از خدا کمتره.....

علیرضا محمودی (ماه عسل)


***************************


میلیاردها تومن خرج مبارزه با مواد مخدر میکنن
همون پولو تقسیم کنن بدن من
گردنمو بزنن اگه مصرف کنم


***************************


انقدر مواد مخدر صنعتی نابودکننده اومده
که رفیق مارو دیروز با تریاک گرفتن بردنش توی میدون محلمون ازش تقدیر کردن


***************************


۱ ـ غذاهای سرد پوکی استخوان می آورد . میتوان کلسیم لبنیات را از انجیر و بادام درختی که گرم هستند تامین کرد .
۲ ـ اگر بخواهید اعتیاد را یکدفعه ترک کنید باعث سکته خواهد شد . مواد مخدر گرم اول و سرد آخر

می باشد و باید برای ترک آن غذاهای گرم را جایگزین غذاهای سرد کنید .


***************************


قدم در راهی بگذار که پایانش آغاز تو باشد؛
دوستان بیایید دعاکنیم همه معتادان به خودشون بیان و به زندگی سالم باز گردن؛


*******************************


«زندگی شیشه ای»
عصبی و بی قرار پله ها را دوتا یکی طی میکرد. به قصد انتقام آمده بود
انتقام بابت خیانت های همیشگی که در ذهنش بالا و پایین میپرید.
نفسهایش تند و بی قرار و دستش دور جسمی سخت محکم گره خورده بود. با دیدن یک جفت کفش مردانه پشت در خانه اش اختیار از کف داد،در را باز ضربه محکمی باز کرد. همسرش را با موهای آرایش داده و لباس نسبتا باز در حالیکه گونه مردی را میبوسید دید.
مرد آشنا بود اما ذهن پر از حرص و خسته اش توانایی یادآوری را نداشت.
زن با دیدن شوهرش در آن حال خنده روی لبهایش ماسید مرد اخمش را بیشتر در هم کشید و دستش را به دور جسم سخت محکم تر کرد، جلو رفت، یقه مرد غریبه را گرفت و خشمگینانه فریاد زد.
همسرش لب میزد اما صدایی نمیشنید
از سکوت مردک م ت ج ا و ز به حریم خانه اش کلافه و مشتی به صورتش کوبید. زن حمایتگرانه میان دو مرد سینه ستبر کرد
همین حمایت کافی بود تا عصبانیت به حد اعلا برسد و او به سمتی پرتاب شود. ناگهان
سگ سیاه و مخوفی از ناکجا ظاهر و به سمت مرد خشمگین یورش برد.
مرد به سرعت چاقو را تا دسته به سینه مرد متجاوز که به حمایت از سگ مخوف به او حمله کرده بود فرو برد و بی توجه به خون سرخ میان دستانش به طرف سگ رفت و آنقدر گلویش را فشرد که از روزه افتاد
خانه در سکوت مطلق فرو رفته بود. مرد سرمست از لذت انتقام روی زمین سرخورد و آرام چشمانش را بست،گویی در خوابی عمیق فرو رفته بود. وقتی چشم گشود شب شده بود
نگاهی به اطراف انداخت
یک چاقو تا دسته میان سینه پسر ۱۸ساله اش که برای مرخصی یک روزه از سربازی آمده بود جاخوش کرده بود همسرش درحالیکه برکه ای خون زیر سر داشت و رنگی به رو نداشت کنار دیوار خوابیده بود لکه های خون روی پیراهنش به او دهن کجی میکرد.
ناباورانه به سمت جسم سیاه رنگ و مچاله شده رفت
چشمانش از تعجب و وحشت گشادشده بود
دختر کوچولوی سه ساله اش بود که با ریختن موهای به رنگ شبش در اطراف صورتش چون جسم سیاه به نظر می آمد
چرخاندش
روی گردنش جای دستان پرفشاری دیده میشد
صورت قشنگش کبود و چشمان سیاهش به طرز وحشتناکی از حدقه بیرون زده بود.
کمتر از یک ساعت بعد بعد از انتقال اجساد به پزشکی قانونی مرد شکست خورده در حالیکه دستبند به دست داشت از خانه اش خارج شد
خانه ای که روزی مامن امن خانواده ۴نفره اش بود
او جانی نبود... قاتل نبود... دیوانه نبود... او فقط شیشه مصرف کرده بود...