چگونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم ؟

چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

خداحافظ بدون تو گمان کردی که می مانم

خداحافظ بدون من یقین دارم که می مانی

واپسین لحظه دیدار

منو دست گریه نسپار

توی تردید شب خدا نگهدار

اگه خوابم اگه بیدار

تو ی این فرصت تکرار

بگو عاشقی برای آخرین بار

 

هنوز نیامده ای خداحافظ ؟

تقصیر تو نیست همیشه همین گونه بوده

برو اما من پشت سرت نه دست که دل تکان می دهم

خداحافظ ای ماه شبهای تارم

خداحافظ ای درد جانسوز جانم

خداحافظ ای عشق روزای خوبم

خداحافظ ای شور و شوق حضورم

 

 

می گویم سلام ، هیچکس جوابم را نمی دهد

پس خدانگهدار می گویم شاید از سر اتفاق

یک نفر دست هایش تکان بخورد

برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم

من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم

ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن

نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل کن