استیکر و عکس نوشته های زیبا با موضوع غرور پسرونه را در این مطلب همراه با متن های جالب و قشنگ شاهد هستید

 ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ تخریب ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ کلمه ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ : ببخشید .... ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ عمری ﺭﺍ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎﺯﻫﻢ ﮔﻔﺖ: جبران_میکنم ... ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ غرور ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ با ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﯼ ببخشید ﻏﺮﻭﺭ ﻟﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ پیوند ﺑﺰﻧﯽ!؟... ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺯﻭﺩقضاوت ﮐﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ متوجه_اشتباه_خود_میشوی ﺑﮕﻮﺋﯽ ببخشید ...

غرور پسر

به کمال عجز گفتم: که به لب رسید جانم.. به غرور و ناز گفتی: تو مگر هنوز هستی ؟؟

غرور

پدرم از غرور می ترسید غرق افتادگی بزرگ شدم.. به همین سادگی نبود ولی به همین سادگی بزرگ شدم...

غرورمرد

 لعنت به وقتایی که پسم میزدی اما من با عشق صدات میکردم،لعنت به وقتایی که باید غرورمو حفظ میکردم اما ترجیح دادم رابطمونو حفظ کنم، لعنت به وقتایی که بخاطر بودن با تو دل عزیز ترین کسای زندگیمو شکستم،وایسا... گناه شکستن غرور و دل آدمایی که بعد از تو از ته قلبشون بهم گفتن دوست دارم،اما به خاطر تو بهشون پوزخند زدم و رد شدم گردن تو.. حالا برو خداحافظ عشق من...

غروری

 وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید هی صدا در کوه،هی "من عاشقت هستم" شکست بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست…

استیکر غرور

 هیچکس خودش را در هیچ رابطه اى مقصر نمیداند همه ى ما آنقدر غرور داریم، که همیشه حق را به جانبِ خودمان میدانیم از نظر خودمان،فرشتگانى هستیم، که داشتیم زندگیمان را میکردیم که یک نفر آمد و ما را با خاک یکسان کرد و رفت... داخلِ شعرها داخلِ متنها میگردیم دنبالِ جمله اى که طرف مقابل را بکوبد و ما را مظلوم ترین آدمِ دنیا نشان دهد... گاهى یادمان میرود آدمى که الان میخواهیم سر به تنش نباشد، تا دیروز پُزَش را به عالم و آدم میدادیم! کمى انصاف شاید...

متن غرور

 زن، زندگیـست و مـرد، امنیت و چه خوب می شود وقتی مـردی تمامِ مردانگیش را خـرجِ امنیتِ زندگیـش کُند و چه زیبـا می شود وقتی زنی تمامِ زندگیش را خرج غرورِ امنیتش کُند ...