طراحی تصویرهای نوشته دار بی نظیر و شعرهایی با موضوع سراب عشق واسه پروفایل، جمله عکسهای زیبا و تصاویر آموزنده ی ناب با عنوان زندگی سرابه مخصوص متن پروفایل، یادداشت های تصویری با نکته های قشنگ، تکست های خیلی زیبا و استاتوس های سفارشی با تیکه های بامعنی، عکس و متن و جملات تصویری غمگین در مورد سراب، ساخته شده مخصوص سلیقه های شما. 


هی ساختیو کردی خرابش

هی رفتیو دیدی سرابه

هی رفتیو این جاده رو تنها

خودت و خودت با پای پیاده...


*******************


گر تن بدهی دل ندهی کار خراب است چون خوردن نوشابه که در جام شراب است گر دل بدهی تن ندهی باز خراب است این بار نه جام و نه نوشابه سراب است . اینا به تو از عشق و وفا هیچ نگویند چون دغدغه مردم این شهر حجاب است . گر تن بدهی دل ندهی فرق ندارد یک ایه بخوانند گناه تو ثواب است . ای کاش که دلقک شده بودم نه شاعر که در کشور من ارزش انسان به نقاب است...

(فروغ فرخزاد)

*******************

غرق در آینـه بودم پیِ دیدار خودم

بلکه مرهم بزنم بر دل بیمار خودم

رد شدم از ستم ثانیه ها با تردیـد

تا به زحمت بکشم پرده به اسرار خودم

مثل تصویر غلط در دل رویا شده ام

باز باید بزنـم تیشه به افکار خودم

همچو رودی که به شدت برود رو به سراب

شاهــد مرگ دلـم باشم و انکـار خودم

تا به کی بر دل نفرین شده مرهم بزنم

چه کنم چـاره نـدارم به جز آزار خودم

(مرتضی محمدخانی)


*******************

با من بگو که اینهمه احساس، خواب نیست یا آب هم به پاکیِ ایــن عشقِ نــاب، نیست با من بگـــو که مثل تـو پیــــدا نمی شــــود تکــرار کن که قلبِ زلالت، سـراب نیست باور نمی کنــــم که دگــــر، همنشین مـــن تنهائی و عـذاب و غـم و اضطراب، نیست تنهــا کسی کــه حال مـــرا درک می کنـــد تنها تویی که حال تـو با من، خراب نیست اغــــراق نیست، اینکه بگویــم عزیـز دل گــــرمای دست های تــــو در آفتاب نیست

*******************

لبخند تو در چشم من انگار سراب است عشق است که بین منو تو در تب تاب است

*******************

و در آن ظلمت شب یک منِ بیدار به راه چشم در رخ ننمایید و تماشا به سراب همه ی اشک روان و نرسید آخر وصل به سراغ من مسکین بیامد چه خراب

*******************

می خوانمت ای تسلیِ تمام تنهایی ها می نویسمت ای تمنای تمام بی قراری ها در سرابِ برهوت سینه ام موج خواهی زد محو خواهم شد تو خیس تر ز باران و من تشنه تر ز کویر...

*******************

من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم!! عاری از عاطفه ها… تهی از موج و سراب… دورتر از رفقا… خالی از هرچه فراق...

*******************

مــنـم مـجنـون... مــنـم افـسـون... مــنـم خــسـته از ایــن لــحـظــه... تـویی لـیـلـی!!!! تـویـی سـیـلـی!!!! روانـی از پـس پــرده!!!! مــنـم عـاشـق... مــنـم سـارق... مــنـم دیـوانـه ی خـسـتـه... تـویـی مـعـشـوق!!!! تـویـی افـسـوس!!!!! تـویـی ســراب پــیوسـتـه!!!!!

*******************

فکر می کردیم عاشقی هم بچگیست اما حیف این تازه اول یک زندگیست زندگی چیزیست شبیه یک حباب عشق آبادیه زیبایی در سراب فاصله با آرزو های ما چه کرد کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد

*******************

دل دریایی تو چه خبر دارد ازین وهم اینِ خشکِ سراب دل دریایی تو چه خبر دارد ازم که وجودم شده چاک کف دریا سفت است و من و آشوب و دلـ ـم همه بند خورده به جان منم و این ترک و جرعه‌ای از عشقِ توام و همه ترسم از آن چاک و ترک هاست که شمشیر شدند

*******************

ناله کردم آفتاب،ای آفتاب بر گل خشکیده ای دیگر نتاب! تشنه لب بودیم،او ما را فریفت در کویر زندگانی چون سراب....

*******************

در شب گیسوان تو مست به خانه میروم... ای که تو سوی خویش و من سوی سراب میروم...

*******************

حالم خراب بود و کسی باورش نشد شادی نقاب بود و کسی باورش نشد قلبم تمام عمر چنان زلف در همش در پیچ و تاب بود و کسی باورش نشد گفتند ابلهان که بگو دوست داریَـش وصلش سراب بود و کسی باورش نشد او یک بهشت بود ولی از بهشتِ او سهمم عذاب بود و کسی باورش نشد... پرسید با کنایه که “من گفته ام نرو ؟ “ پرسش جواب بود و کسی باورش نشد…

*******************

"دلتنگی" یه راهه تا بی نهایت،

بی گریه بگو خداحافظ...

بی چترت به بارون ندارم عادت،

بی گریه بگو خداحافظ...

دل کندیو بی وقفه روی آتیشه عشقت آب ریختم،

پشت سرت گریه نکردم پشته سرت سراب ریختم...

از پنجره ادامه میدم، این آخرین کوچه ی دنیاس...

این جاده که به شب رسیده، تعبیر وارونه ی رویاست...

*******************

دیده بارانی و دل کرده هوایت چه کنم؟

تو نبودی و ز غم پر شده جایت چه کنم؟

نرود پای دلم غیر رهی جز ره تو

غیر از این جان که فدا گشته برایت چه کنم؟

این روا نیست که اینگونه دل آزار شدی

صنما... با دله افتاده به پایت چه کنم؟

میکنی بر همه جانم تو خدایی اما

دله سنگی که خدا کرده عطایت چه کنم؟

بی تو این سینه کویریست به پهنای سراب

بی خدا... با تو و این جور و جفایت چه کنم؟

قاب عکس تو کند ولوله در سینه بپا

مانده ام با هوس زنگ صدایت چه کنم