یادداشت های تصویری ناب، معرفی تصویرهای جمله دار خیلی غمدار با عنوان آوار شدن چیزی روی سرت واسه متن پروفایل، تکست های بی نظیر، عکس و متنهای غمگین فوق العاده خاص با موضوع آوار، جمله عکسهای متنوع و بسیار زیبا راجع به آوار برای پروفایل، طراحی شده طبق خواسته های شما در سال 1397. 


ازت دور شدم باز با درد و بلاهام ازت دور شدم که نبینم خنده هاتو همه ی روزایی که این قلب من مال تو بود تو خودم میشکستم واسه این حال و هوام میباره بعد تو هی آوار روی سرم به خدا زشته بگم چه شبایی در به درم به خدا زشته بگم این قلب من خورد شده به خدا زشته بگم هر روز من دود شده

*******************

ای آنـــکه مـــرا بــرده ای از یاد، کجایی؟ بیــگانه شدی، دست مریـــزاد، کجایی؟ در دام تــوأم ، نیست مـــرا راه گـریــــزی/ من عاشق ایــن دام و تو صیّاد، کجایی؟ محبوس شدم گوشه ی ویرانه ی عشقت/ آوار غمت بـــر ســــرم افتـــاد، کجایی؟ آســودگی ام، زنــدگی ام، دار و نــدارم/ در راه تــو دادم همه بـر بــــاد، کجایی؟ اینجا چه کنـــم؟ از که بگیـــرم خبرت را؟ از دست تــو و ناز تـو فریـــاد، کجایی؟ دانم که مــرا بی خبـــری می کشد آخر/ دیــــوانه شــدم خانه ات آباد، کجایی؟

*******************

 ‌در میان ازدحام زندگی؛ در امتداد عبور لحظه ها... و در رفت و آمد قدمهای بی تفاوت شهر! انگار... آوار می شود بر دلم... اضطرابِ نبودنت! کجایی... سلام خورشید مضطر! ‌ ‌

*******************

غم های ما تمامی ندارد؛ باید همیشه گریان باشیم. مادرانمان مشکی به تن باشند و پدرانمان کمر به دست. روزی چند با دود و آتش و گدازه، روزی با آوار و تن های سردِ زیر آوار مانده و روزی با بی رحمی زمین. اینجا ایران است! غم های ما تمامی ندارد

*******************

نـــه دلـــی هســـــت که برایم شور بزند نه دستــی که دستان سردم رابگیرد نمیدانم میان اینهمه " نبودنت " چــــه بود که بر سرم آوار شد

*******************

دنیا جای ترسناکی شده ! هر روزی که میگذره آدم های خوب چراغ های روشن رو خاموش می کنند و ما رو تنها می گذارند ، مثل یک دفعه خاموش شدن، این همه چراغ با هم زیر آوار ، می ترسم از آخرین روز از آخرین دستی که آخرین چراغ رو خاموش می کنه...، از دست و پا زدنمون بین تاریکی و تاریکى. ❤️

*******************

جامانده جای پایت در دوردست ِ ساحل پاپس نمی کشد هم ،دستی نمی دهد دل خاطر به باد دادم ،بر باد رفت یادت اما به گردبادی آوار گشت بر دل


*******************

زیر آوار نگاهت... نفسی هست هنوز... توی درگاه محبــت... قدمی هسـت هــنوز... من که از مســت شدن... توبـه زدم باز ولــی... تو اگر مٍـی زده باشی... قدحی هســت هنـــوز...

*******************

به آخرین پله ی بودنت که رسیدی! فقط به پشت سرت نگاه کن ببین چه چیزی را آوار کردی! چه چیزی را از بین بردی بعد از آن اگر توانستی مثل تمام آدم های عادیِ این شهر فرو رفته در دود زندگی کنی من هم تمامت را دور خواهم انداخت قول میدهم ...

*******************

ماندن یا نماندن سوال این نیست آی که چشم های تو می گویند : بمان! می مانم حتا اگر جهان را بر شانه های خسته ی من آوار کرده باشی.

*******************

آوار اگر تویی خرابت هستم.....

*******************

چرا فلسفه ببـافم؟ ساده بگویم از نبودنت حالم خوب نیست خوب نیست خوب نیست... سـاده بگویم سخت است آدم جان میدهد زیر آوارِ دوست داشتنی که بـرای همیشه نبودنی است... 

*******************

خبر آمدنت را به کسی باز مگو حرف از پیش زده هیچ به سامان نرسد گرچه اخبار یهودا همگی شایعه بود یوسف گمشده این بار به کنعان نرسد من زلیخا شدنم قصه ی دیگر دارد کنج این قصر نشستم که به زندان نرسد حسن یوسف به دل خاک فرو کردم و لیک به جز این اشک دگر آب به گلدان نرسد جان من پشت سرت پل به پل آوار شدم گره را کور مزن تا که به دندان نرسد عشق تو نام مرا ورد زبان همه کرد کاشکی باشی و این کام به رندان نرسد