گالری عکس در کنار متنهای به روز نکته دار، انواع تصویرهای نوشته دار جالب، با تیکه های ناب، تصاویر با مضامین جذاب با عنوان حصار واسه پروفایل، جملات تصویری خیلی قشنگ، یادداشت های تصویری ادبی با گرافیکی زیبا با موضوع حصار مخصوص متن پروفایل، جمله عکسهای دوست داشتنی و بی نظیر، تکست های متنوع شاعرانه، استاتوسهای خواندنی و عکسای فوق العاده زیبا راجع به حصار، طراحی شده مناسب با خواسته های شما عزیزان.


به آدمها نباید نزدیک شد باید دورت یک حصار بکشی یک مرز یک خطِ قرمز به آدمها نبـاید نزدیک شد حتی اگر آخر سر انگِ بی معرفتی بخوری :) تحملِ بی معرفت بودن از تحملِ یک قلبِ شکسته و غرورِ زخمی شده آسان تر است...

*********************

در من حصار برکه نیست...  درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده...

*********************

دلم را قفل زده پلمپ کرده بودم بعد از آن همه دروغی که شنیدم دیگر می ترسیدم که روی دیوار دلی یادگاری بنویسم ولی نمی دانم چرا پاهایم سست شد عقب کشیدم هنوز برای مردنم... کشتن احساسم زود بود... حصار را چگونه شکستی؟

*********************

دلم برای خودم دلم برای دغدغه و آرزو هایم دلم برای صمیمیت سیال کودکی ام تنگ شده نمی دانم کدام روز در پشت کدام حصار بلند کودکی ام را جا گذاشتم کسی آن سوی حصار نیست کودکی ام را دوباره به طرفم پرتاب کند؟...

*********************

برف نگرانم نمی کند حصار یخ رنج ام نمیدهد زیرا پایداری می کنم گاهی با شعر و گاهی هم با عشق که برای گرم شدن وسیله ای دیگری نیست جز آنکه دوستت بدارم

*********************

وقتی حصار غربت من تنگ میشود /هرلحظه بین عقل و دلم جنگ میشود /از بس فرار کرده ام از خویشِ خویشتن /گاهی دلم برای خودم تنگ میشود...

*********************

هر شاخه ای که از باغ برون سر، در میوه آن طمع کند رهگذر، بی حجابی مانند شاخه ای است بیرون از حصار باغ که طمع هر رهگذری را به خود جلب می کند.

*********************

تو با شرم قشنگ عمق چشمانت... مرا وقتی تماشا می کنی عشق است سکوتی خفته در حجم نفس هایت... محبت را که حاشا می کنی عشق است چه شد آن وقت دیدارت نمی دانم... همین امروز و فردا می کنی عشق است تو کز پشت حصار پنجره هر روز... فضای شیشه را ها می کنی عشق است میان کوچه می پاشی نجابت را... دلم را اینچنین تا می کنی عشق است ؔ

*********************

باید یکی باشد... یکی که دزدانه نگاهش کنی دزدانه راه رفتنش را بپایی و دزدانه ببوسی اش و محکم بغلش کنی .و در حضورش طعمِ تلخیِ قهوه ات را نفهمی باید یکی باشد... که وقتی دلت برای مداد رنگی های کودکی ات تنگ شد، به ناخن هایش خیره شوی و سوار بر رنگین کمانی به کودکی ات سفر کنی باید یکی باشد... یکی که حصارِ تنهایی ات را بر هم زند و به تو بگوید که دوستَت دارم آدم است دیگر و آدمی به همین دوستَت دارم هاست که زنده است....

*********************

نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد! نباید مست را در حال ِ مستــــــی... دست ِ قاضـــــــــی داد! نباید بی تفاوت! چتر ماتـــــــــــــــــم را... به دست ِ خیــــــــــــــــس باران داد! کبوترها که جز پرواز ، آزادی نمی خواهند! نباید در حصار میـــــــــــــله ها با دانه ی گنــــــدم... به او تعلیم مانـــــــــــدن داد

*********************

باید بروم حصار را بردارم محدودیت بهار را بردارم از هرچه کتاب شعر دارد دنیا این واژۀ انتظار را بردارم!!